Sam

Friday, August 6, 2010

حرکت دسته جمعی سبزها در آخرین 5 شنبه هر ماه

طرح 5 شنبه های سبز رو از طرف خیلی از دوستان دیدم. فکر میکنم در این مقطع زمانی باید جنبش رو زنده نگه داشت و بهش روحیه داد و فقط هر از گاهی قدرت مردمی رو به رخ حاکمیت کشید تا همیشه ترس از مردم خواب رو ازشون بگیره.

پیشنهاد من آخرین 5 شنبه هر ماه هستش برای حرکتهای دست جمعی. هیچ نیازی هم به پوشیدن رنگ سبز و نماد میژه نیستو همین که مردم حضور هماهنگ دارن یعنی سبز هستن. در این طرح برای آخرین 5 شنبه هر ماه میشه یه برنامه جداگانه داشت. هفته اول روش فکر میشه و دو هفته هم برای اطلاع رسانی وقت وجود داره.

پیشنهاد برای آخرین 5شنبه ماه اول: بین 6-8 عصر مردم برن نزدیکترین پارک خونشون و هر موقع که بیخطر بود به هم علامت وی نشون بدن
پیشنهاد آخرین 5 شنبه ماه دوم: سانس بین 5 تا 12 شب سینما رو برای یه فیلم خوب "مثلا الان چهل سالگی". هر کسی میتونه بره ببینه. در طول مدت هم هر کسی که ممکنه دستبند سبزش رو نشون بده یا علامت وی.
پیشنهاد آخرین 5 شنبه ماه سوم : برن کوه یا دریا یا ... یه حرکت هماهنگ دیگه

نظر شما چیه؟

Wednesday, August 4, 2010

پاسدار ا.ن


سطح سواد و لات منشی ا.ن. واقعا در حدی نیست که بتواند جایگاه ریاست جمهوری ایران را داشته باشد. مگر اینکه مثل همین چند روز به زور گلوله و تجاوز و سایر اعمال زشتی که از موجوداتی امثال خودش بی می آید.


پیشنهاد میشود زین پس واژه منحوس "احمدی نژاد" را بنامیم --> پاسدار احمدی نژاد

در واقع شغل اصلی! نظر شما چیه؟

Wednesday, September 23, 2009

Friday, September 18, 2009

برای خلع سلاح دولت کودتا، تمرکز روی نظامی ها

پاشنه آشیل حکومتهای کودتا نیروهای نظامی و انتظامی اش هستن. باید یه برنامه ریزی کنیم برای نوشتن و کار کردن روی نظامی ها و خانواده شون و دوستانشون. تا مردم تاکید توجهشون به نظامی ها جلب بشه و تک تک اونها زیر فشار قرار بگیرن و روزی از همین روزها ارتش اعلام همبستگی با مردم بکنه و تمــــــــــــــام.

نمیدونم از کجا میشه شروع کرد. اما فکر میکنم که ممکنه. در حال حاضر میشه گفت که جنبش به نقطه اوجش نزدیک شده. اگر راه درست انتخاب نشه ممکنه مردم خسته بشن و به اجبار گردن بذارن به چیزهایی که در دل بهش معتقد نیستن. اما فکر میکنم اگر نیروی نظامی از حکومت کودتا گرفته بشه؛ یعنی پایان عمر حکومت دیکتاتوری خ.ر و دولت کودتای ا.ن.

در این انتخابات ثابت شد که فضای مجازی اینترنت میتونه اثر خوبی برای شکل دادن جنبش داشته باشه. نمیدونم راستش چطور میشه که نظامی ها رو هدف گرفت و ری اونها کار کرد. شاید بد نباشه از کسانی که تجربه در مبارزه دارند -نسل قبلی مون- کمک بگیریم و تجربه هاشون رو با ایده های روز جنبش تلفیق کنیم. امیدوارم که به زودی خبر پیروزی جنبش سبز همه جا رو پر کنه

Monday, September 14, 2009

حذف ولایت فقیه از قانون اساسی

به روشنی میشه گفت که وجود یه کسی در راس هرم سیستم حکومت یه کشور که تا دموکراسی فاصله داره، با هر عنوانی مثل شاه، ولی فقیه یا ... میتونه به دیکتاتوری ختم بشه. این رو با همه وجودمون در طی سالیان احساس کردیم و این روزها دیگه به روشنی به همه ثابت شده. بنابراین شاید بتونیم فرض کنیم که یکی از اهداف جنبش سبز مردمی حذف ولایت فقیه از قانون اساسیه. اگر بخواهیم بلند مدت تر ببینیم میشه گفت که حذف حکومت مادام العمر هر کسی در مجموعه حکومت/دولت. من بعنوان یکی از اعضاء این جنبش درخواستم اینه. شما چی فکر میکنید؟

Wednesday, August 26, 2009

متجاوزان در جمهوری اسلامی

یه چیزی همیشه برای من جای سوال بوده که چرا در جمهوری اسلامی فرهنگ پاسداری از آبروی مجرمین وجود داره!!! نمونه بارز و خنده دارش اینه که یه کسی دزدی بزرگی کرده یا تجاوز کرده یا یه خلاف دیگه ای انجام داده که معرفی کردنش میتونه یکی از بزرگترین مجازاتها براش باشه اما میبینیم که در تلویزیون یا روزنامه یا ... صورتش رو شطرنجی میکنن مبادا که یه وقتی مایه شرمش بشه!!!

کاری که در کشورهای پیشرفته خیلی هم روش تاکید دارن که مجرمین باید به جامعه معرفی بشن. اگر کسی پرونده تجاوز به عنف داشته باشه وقتی به محله جدیدی نقل مکان میکنه باید بره و به همسایگانش خودش رو معرفی کنه که من این خلاف رو داشتم اما مثلا جریمه اش رو پرداختم یا زندونی کشیدم. اگر شما همسایه محترم موافق زندگی من در این محله نیستی من مجل زندگی ام رو عوض خواهم کرد(پلیس از مردم حمایت میکنه). ضمن اینکه کسی که جرمی مرتکب شده باشه عکسش در جراید منتشر میشه و بدین وسیله که آبروش رو میریزن تنبیهش میکنن . اما توی جمهوری اسلامی به شدت از آبروی این قبیل مجرمین پاسداری میشه. داشتم فکر میکردم که آیا این یه مشکل فرهنگی جامعه ماست یا اینکه جمهوری اسلامی چون اصولا خودشون اینکاره اند سعی میکنن با همکاراشون بد برخورد نکنن. نمونه اش هم همین مساله تجاوزات جنسی در زندانهای ایران. نمیدونم یعنی چی که نمایندگان مجلس باید بطور مخفی این رو بررسی کنن و بعدش هم احتمالا مخفیانه متجاوزین رو مورد لطف خودشون قرار بدن که آبروی نظامشون نره!!! این مخفی کاری به نظر من یعنی جمهوری اسلامی اعلام کرده که متجاوزین از بدنه خودش هستن و داره ازآبروشون دفاع میکنه. از نظر من نمایندگان مجلس که خودش رو مسلمون میدونن و از این مسائل باخبرن اگر مطرحشون نکنن یعنی خودشون هم در تجاوز شریکن. درخواست من بعنوان یک شهروند اینه که

نماینده محترم اگر تو تجاوز نکردی و از متجاوزین دفاع نمیکنی لطفا معرفی شون کن تا از آبروی اسلامی که بهش معتقدی دفاع بشه که در غیر اینصورت همین اسلام توست که تجاوز کرده به دختر و پسر جوان این سرزمین.

Tuesday, August 4, 2009

اعتراف


سلام آقای عطریانفر
شما مرا نمی شناسید. یک شهروند معمولی هستم که تصمیم گرفتم برای شما نامه بنویسم. میدانم که این نامه هیچگاه به دست شما نخواهد رسید... در واقع این نامه را برای خودم یا بهتر بگویم، برای راحتی وجدان خودم مینویسم. من امروز میخواهم اعتراف کنم. حالا میفهمم که اعتراف کردن چقدر سخت و تلخ است. چقدر آدم با خودش درگیر میشود و شاید مجبور باشد علیه خودش طغیان کند!

من عکس شما را در دادگاه نمایشی برای اعتراف به "انقلاب مخملی" دیدم. گرچه من همواره از زمان شورای شهر منتقد شما بودم، اما باور حرفهایی که در دادگاه از طرف شما اعلام شد؛ برایم سخت بود.


آقای عطریانفر
من اعتراف میکنم که همه این بدبختی ها را از چشم شما و دوستانتان در شورای شهر میدیدم. زمانی که کرسی اکثریت شورای شهر تهران در دست جناح چپ بود و همواره معتقدم که فرصت سوزی کردید. وقتی ماجراهای قهر مردم از انتخابات شورای شهر و پیروزی "آبادگران" (؟!) پیش آمد، من مستقیما شخص شما را مقصر میدانستم! وقتی هیاهوی شورای شهر زمان شما فکر ائتلاف مشارکت و کارگزاران را از ذهن سعید حجاریان دور کرد (به گفته آقای کرباسچی)؛ من شما را مقصر میدانستم. وقتی به جای شما، فسیلی به نام "چمران" سر از خاک به در آورد و بر ریاست شورای شهر تکیه زد، من شما را مقصر میدانستم! حتی وقتی به جای فرد فرهیخته ای مانند آقای مهندس الویری، شارلاتانی به نام "احمدی نژاد" بر کرسی شهرداری تهران تکیه زد؛ من شما را مقصر میدانستم! و اعتراف میکنم که همواره همه جا گفته ام زمانی دوره باخت مردم به حکومت شروع شد که شورای شهر تهران را از دست داد و پس از آن مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری! و من از دست رفتن سرچشمه را از چشم شما میدیدم نه مردم قهر کرده!!! و امروز

امروز اعتراف میکنم که من اشتباه کردم. شاید هماره شما نبودید که بازی را به دست داشتید... شاید شما هم بازی خوردید. شاید مثل دادگاه نمایشی شما هم مجبور به انتخاب شدید، درست مثل ما مردم! اعتراف میکنم که شما را همبازی حریفتان میدانستم. مرا ببخشید!

همانطور که هیچگاه از یاد نخواهم برد روزی را که جلوی درب ورودی شورای شهر تهران خون سعید حجاریان بر زمین بود و من وحشت زده به منظره پاک شدنش نگاه میکردم! هیــــــــــــچگاه فراموش نخواهم کرد این عکس شما را آقای عطریانفر وقتی در نمایش اعترافات حکومت جور،که سمبل جنبش و همراهی با مردم را فریاد کردید! فریادی که گوش ناشنوای دیکتاتورها نشنید اما ما شنیدیم.

یا علی
سام
سیزدهم مرداد 1388

Followers