Thursday, July 16, 2009

سین ....جیم

این مطلب رو یکی از دوستان برام فرستاده. به نظرم جالب اومد و فکر کردم با بقیه تقسیمش کنم. خودم اسمش رو میذارم سین جیم

س: كجا داری ميری؟

ج: خونه.

س: از كجا ميای؟

ج: از محل كار.

س: واسه چی؟

ج: چون كارم تموم شده..

س: دانشجويی؟

ج: نه.

س: قبلا'' هم دانشجو نبودی؟

ج: نه ، من از اول تنبل بودم!

س: حرف اضافی موقوف! بابات دانشگاه رفته؟

ج: نه ، بی سواد بود.

س: پس تو چرا قيافه ت مشكوكه؟!

ج: نمی دونم! اگه دستور ميدين جراحی پلاستيك كنم!

س: نه ، خودمون تغيير قيافه ت ميديم! شغلت چيه؟

ج: حسابدارم.

س: پس اختلاس می كنی؟

ج: نه ، جمع دارايی ام صد هزار تومان نميشه.

س: پس همه ی پولهاتو از مملكت خارج كردی؟

ج: نه ، من تا حالا دلار نديدم.

س: حسابدار دانشگاهی؟

ج: نه.

س: پس حسابدار كجايی؟

ج: روزنامه.

س: پس اينطوووووررررر.....

﴿در اين لحظه مذاكرات جدی تر ادامه ميابد﴾...

س: پس معتادی؟

ج: آخ! نه ، من ورزشكارم.

س: پس مخالف مايلی كهن هستی؟

ج: آخ سرم! به خدا مخالف مايلی كهن نيستم.

س: پدرسوخته ، طرفدار منچستر يونايتدی؟

ج: آخ شكمم! به خدا من طرفدار تيم ملی هستم.

س: پس تو بودی روز مسابقه ی ايران و استراليا توی خيابون مست كرده بودی و می رقصيدی؟

ج: آخ پام! به خدا من نبودم. اون روز من گلاب به روتون ﴿...﴾ داشتم اصلا'' توی خيابون نيومدم.

س: چرا صورتت رو اينجوری كردی؟

ج: مگه چه جوری شده؟!

س: برای چی صورتت زخميه؟

ج: شما زدين.

س: مشروب می خوری ، ميای توی خيابون ، سخنرانی می كنی؟

ج: من؟! اينجا كه كسی نيست براش سخنرانی كنم.

س: بگو اسم مشروبی كه خوردی چی بود؟

ج: من نخوردم.

س﴿به همكارش﴾: بنويس جانی واكر. از كجا خريدی؟

ج: من نخريدم.

س ﴿به همكارش﴾: بنويس از جردن ، از اصغر سياه خريده.

ج: به خدا من اصغر سياه رو نمی شناسم.

س: غصه نخور! بعدا'' كه اصلاح شدی اول روزنامه رو ول می كنی ، بعدا'' با اصغر سياه هم آشنا ميشی


نویسنده: ناشناس - دست کم من نمیدونم

No comments:

Post a Comment

Followers