
سلام آقای عطریانفر
شما مرا نمی شناسید. یک شهروند معمولی هستم که تصمیم گرفتم برای شما نامه بنویسم. میدانم که این نامه هیچگاه به دست شما نخواهد رسید... در واقع این نامه را برای خودم یا بهتر بگویم، برای راحتی وجدان خودم مینویسم. من امروز میخواهم اعتراف کنم. حالا میفهمم که اعتراف کردن چقدر سخت و تلخ است. چقدر آدم با خودش درگیر میشود و شاید مجبور باشد علیه خودش طغیان کند!
من عکس شما را در دادگاه نمایشی برای اعتراف به "انقلاب مخملی" دیدم. گرچه من همواره از زمان شورای شهر منتقد شما بودم، اما باور حرفهایی که در دادگاه از طرف شما اعلام شد؛ برایم سخت بود.
آقای عطریانفر
من اعتراف میکنم که همه این بدبختی ها را از چشم شما و دوستانتان در شورای شهر میدیدم. زمانی که کرسی اکثریت شورای شهر تهران در دست جناح چپ بود و همواره معتقدم که فرصت سوزی کردید. وقتی ماجراهای قهر مردم از انتخابات شورای شهر و پیروزی "آبادگران" (؟!) پیش آمد، من مستقیما شخص شما را مقصر میدانستم! وقتی هیاهوی شورای شهر زمان شما فکر ائتلاف مشارکت و کارگزاران را از ذهن سعید حجاریان دور کرد (به گفته آقای کرباسچی)؛ من شما را مقصر میدانستم. وقتی به جای شما، فسیلی به نام "چمران" سر از خاک به در آورد و بر ریاست شورای شهر تکیه زد، من شما را مقصر میدانستم! حتی وقتی به جای فرد فرهیخته ای مانند آقای مهندس الویری، شارلاتانی به نام "احمدی نژاد" بر کرسی شهرداری تهران تکیه زد؛ من شما را مقصر میدانستم! و اعتراف میکنم که همواره همه جا گفته ام زمانی دوره باخت مردم به حکومت شروع شد که شورای شهر تهران را از دست داد و پس از آن مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری! و من از دست رفتن سرچشمه را از چشم شما میدیدم نه مردم قهر کرده!!! و امروز
امروز اعتراف میکنم که من اشتباه کردم. شاید هماره شما نبودید که بازی را به دست داشتید... شاید شما هم بازی خوردید. شاید مثل دادگاه نمایشی شما هم مجبور به انتخاب شدید، درست مثل ما مردم! اعتراف میکنم که شما را همبازی حریفتان میدانستم. مرا ببخشید!
همانطور که هیچگاه از یاد نخواهم برد روزی را که جلوی درب ورودی شورای شهر تهران خون سعید حجاریان بر زمین بود و من وحشت زده به منظره پاک شدنش نگاه میکردم! هیــــــــــــچگاه فراموش نخواهم کرد این عکس شما را آقای عطریانفر وقتی در نمایش اعترافات حکومت جور،که سمبل جنبش و همراهی با مردم را فریاد کردید! فریادی که گوش ناشنوای دیکتاتورها نشنید اما ما شنیدیم.
یا علی
سام
سیزدهم مرداد 1388
آقای ابطحی عزیز پیام ما به تو این است که ای دوست توپولی جوانان ایران شما وفاداریت را قبلا به ما ثابت کرده ای و حال اگر روزی صد بار جلویروی دوربینهای ننگین صدا و سیما بر ضد جنبش سبز اعتراف کنی ما اعترافات بامزه تو را هم دوست داریم
ReplyDeleteابطحی عزیز تو در کنار تمام یارانمان که در زندانها شکنجه میشوید در دل مردم ایران جای گرفته اید چه اعترافات از پیش نوشته رژیم را قراعت کنید و چه نکنید
با دیدن صحنه های نمایشی دادگاه قهرمانان سبز ، داشت حالم به هم میخورد
دوستان حتی دادگاههای زمان شاه هم از نظر نمایشی بودن ده ها بار واقعی تر از دادگاههای رژیم ا.ن بودند
سربلند باشيد .